بهروز وثوقی خاطرهای دارد از اینکه هویدا به خانهاش آمده، عرق خورده و دعوتش کرده به مهمانی.
پدر بهروز هویدا را نشناخته و وقتی بهروز گفته این که آمد نخستوزیر بود، پدرش در پاسخ گفته تو چه گهی هستی که نخستوزیر بیاید پیشت عرق بخورد؟!
خلاصه که بهروز وثوقی هم باشی نهاد خانواده باز هم از تحقیر دست برنمیدارد!