پشت شانههای تو را بوسیدم
هزاران بار
در آخرین دیدار
چرا که نمیدانستم میبینمت دوباره
شاید در رویا، شاید در غبار
هر بوسه، وداعی خاموش
آرام و بیپایان
بر شانههایت فرو میریختند
گویی زمان ایستاده
نمیدانم کی باز خواهم آمد
اما بوسههایم جاودانه، بر شانههایت باقی میماند