Reposted by میلاد باسعادت

مارکز تو "صد سال تنهایی" خیلی قشنگ میگه:
" آیا بهتر نبود که میرفت
و در قبر خود میخوابید
و میگذاشت رویش خاک بریزند؟
و بدون وحشت از خدا میپرسید که آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟ "
.
و چقدر وصف حال ماست.......