یه تیکههایی از گذشته هست که مثل لکه میمونه، هر احساسی که تجربه کردی، هر آهنگی که شنیدی، و حتی بعضی از آدمهای اون دوران، همهشون تبدیل میشن به قسمتی از همون لکه، وصلهای ناجور و پاکنشدنی، و مشکل لکهها هم دقیقا همینه، اینکه نه اونقدر بزرگن که اثرگذار باشن و نه اونقدر کمرنگ که بشه نادیدهشون گرفت،