من باغ زمستان زده دارم
تو نداری.
من خرمن طوفان زده دارم
تو نداری.
از خاطره تلخ بهشتی که فرو ریخت.
من
یک میوه دندان زده دارم.
تو نداری.
من عهد نوشتم
تو نه بستی و نه خواندی.
من دست به قران زده دارم
تو نداری.
من این همه گفتم و تو
یک جمله نوشتی،
من سرمه به مژگان زده دارم
تو نداری..