یاد یه قضیهای افتادم نوجوون که بودم یه دو سالی میرفتم بوکس بعد یکی میومد باشگاهمون یه دستش تا مچ قطع شده بود بعد این با من مبارزه میکرد هم میزدم هم میخوردم(بیشتر میزدم) بعد غصهم میگرفت این چطوری اینطوری حریفم میشه بعدا فهمیدم طرف برنز کشوری کیکبوکس نوجوانان رو داشت میومد اونجا فقط تمرین