پنجشنبه ۶صبح راه افتادیم. ناهار به تهچین شهمیرزاد رسیدیم و رفتیم چشمههای باداب سورت. هوای بینظیر و مسیر فوقالعاده زیبا تا بارون گرفت و لالا موندگار شدیم.
مدتها بود انقدر سرخوش نبودم.
ماهی کپوری که همون لحظه صید شده بود رو شام خوردیم و خوشطعمترین بود.
اولین روز سفر با موتور جالبتر از تصورم گذشت.